پارت نود :

- وای.
اطراف را نگاه کرد. کوسن‌های سبز و سفید روی مبل‌های قهوه‌ای نشسته بودند. فرشی پر از طرح‌های سفید با پس‌زمینه‌ای قهوه‌ای کف چوبی را پوشانده بود. جلوی مبل‌ها یک میز قهوه‌ای تیره گذاشته شده و گلدانی سرامیکی پر بود از گل‌های زیبای سبز. راه‌پله‌ای چوبی که زیرش کتابخانه‌ای پر از کتاب بود و گلدان‌هایی که روی استند چوبی چیده شده بودند. خانه‌ بوی خانه می‌داد، قشنگ و زیبا بود! سر

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۲۱ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
میخوای سهمی داشته باشی؟

سلام عزیزم. من نسترن جوانمرد نویسنده این رمان هستم. رمان رو رایگان کردم و به جای پرداخت حق عضویت، خواستم هر کدومتون در توانتون هست از 1000 تومان تا هر مبلغی که میتونید به حساب محک واریز کنید. با پرداخت آنلاین از طريق تمامى كارت‌هاى عضو شتاب، سهمی در تامین هزینه دارو و درمان کودکان مبتلا به سرطان داشته باشید و قهرمان‌های كوچك محک را تا رسیدن به سلامتی همراهی کنید.

نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • Aysan

    1

    پونه واقعا داره روی مخ میره زن بس کن دیگه اصلا چه دلیلی داره این همه پافشاری بکنی رو خواسته های نا به جات و دو بهم زنی بکنی ولی اینجا به نظرم حریر حق داره ، حنا کم کم باید میومد همه چیزو به حریر میگفت ، البته که خب دو سه ماه تغیر کردن حریر اون همه سال شخصیتش رو مکنه به راحتی تو ذهن حنا تغیر نده

    ۲ هفته پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    منم به نظرم حق با حریره... ولی خب دوری چندین ساله خواهرها باعث شده دیگه اون رابطه‌ی واقعی‌شون شکوفا نشه 💔💔

    ۱ هفته پیش
  • Aysan

    0

    آره واقعا اینم درسته ، دور شدنشون از هم باعث شده همش کمتر و کمتر همدیگرو درک بکنن وگرنه چقدر میتونست رابطشون خودمونی و قشنگ باشه🥲

    ۷ روز پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    🥲🥲 رابطه خواهرانه خیلی نازه حالا نگران نباش خوب میشن ولی خب

    ۷ روز پیش
  • ترنم فن پولاد

    0

    دوست ندارم این رابطه قشنگشون خراب شه بترکه چشم حسود وای😭😭

    ۱ هفته پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    چشمای پونه ترکید.

    ۷ روز پیش
  • ترنم فن پولاد

    0

    من که میدونم این صحنه های ساده ولی در عین حال زیبا تو پارتای نزدیک بهم میخوره ولی نمیتونم ثابت کنم

    ۱ هفته پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    نه نمی‌ریزه ثابت کردنم نداره

    ۷ روز پیش
  • ترنم فن پولاد

    0

    عجب خواهر شوهر فضولی دارم خب این انتقام و دعوایی که میندازی یعنی چی مسیح دوستت نداشت زوری که نیس بیچاره حنا این وسط چیکاز کنه

    ۱ هفته پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    یعنی نوبرشو اوردی با این خواهرشوهرت ترنم 😂😂

    ۷ روز پیش
  • ترنم فن پولاد

    0

    حریر رفتازش خوب شده بود ها الان کلی عصبی شده کاش حنا بهش میگفت که با ی پسر آشنا شده و اینا،دروغ گفتن و پنهون کردن خیلی درد داره

    ۱ هفته پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    حنااینجا بد کرد واقعا ایشالله که خیرهه 🥲🥲

    ۷ روز پیش
  • ترنم فن پولاد

    0

    مسیح جان من زن داداشتم عیدی نمیدی به ما؟

    ۱ هفته پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😂😂 ففعععکک نکننمم

    ۷ روز پیش
  • راز

    0

    اینا با هم خیلی قشنگن .حیف حنا دروغ گفت و اینکه این پونه عجب آدمیه عین قاشق نشسته هست این دوتا بدبخت رو ول نمیکنه دختره الدنگ.حریر امیدوارم جداشون نکنه

    ۱ هفته پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    قشنگ چشم و نگاه شماست، منم امیدوارم 🤍🫂

    ۷ روز پیش
  • فخری

    0

    حیف از اسم پونه چقدر ذاتت خرابه آخه. چرا حال خوبشونو میخای خراب کنی.حنا مسیح عاشقتونم.سپاس فراوان نسترن جون عالیه قلمت عزیزم💞💞

    ۱ هفته پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    قربونتون برم فخری جون که همیشه انرژی مثبت به من میدید 🤍🤍🤍

    ۷ روز پیش
  • آوا

    0

    عاشق گیلاس های نارس و خاکستر تا خورشیدم. همیشه با ذوق و هیجان میخونم🫠🫠⭐⭐✨✨

    ۱ هفته پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    🥲🥲🥲🥲🤍🤍🤍 ذوق مرگ شدم

    ۷ روز پیش
  • آوا

    0

    مسیح به ما عیدی نمی دی؟

    ۱ هفته پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    مسیح دست بده‌ش خیلی خوبه

    ۷ روز پیش
  • آوا

    0

    حالم از پونه بهم میخوره .دختره ی حسود مسخره بی همه چیز اشغال.

    ۱ هفته پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    پونه بد آدمیه، خدا سر راه هیچکس نذارش

    ۷ روز پیش
  • آوا

    0

    هروقت گیلاس رو میخونم اکلیلی میششمم🥹🥹😭😭🫠🫠

    ۱ هفته پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    منم اکلیلی می‌شم

    ۷ روز پیش
  • آوا

    0

    من واسه حنا و مسیح میمیرمم بامزه های عاشق😭😭✨✨

    ۱ هفته پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😭 دو کبوتر عاشقق

    ۷ روز پیش
  • الناز

    1

    چرا مامانش اسم پونه رو نذاشت کبری؟به شخصیت منفورش بیشتر میومد شایدم میخواست بذاره که کبری اعظم اعتراض کرده که اسم این عفریته رو بذار پونه چون منم ازش بدم میاد😣

    ۲ هفته پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    وای الناز 😂😂😂💔 اتفاقا به پولادم بیشتر میخورد، پولاد کبری... وای

    ۱ هفته پیش
  • Aysan

    1

    محیط خونه ی مسیح دقیقا اون ذهنیت من از یه خونه ی ایرانیزه شده ی مینیمال و پر از حس زندگی بود🥲 واقعا محیط رو بی نهایت زیبا توصیف میکنی ، هر دفعه که جای رو توصیف میکنی دلم میخواد همون لحظه اونجا باشم🥲😂

    ۲ هفته پیش
  • نسترن جوانمرد | نویسنده رمان

    😭😭 منم خونه‌ی مسیح اینا رو خیلی دوست دارممم بیا باهم برییم قربونت برمم 🤍

    ۱ هفته پیش
نحوه جستجو :

جهت پیدا کردن رمان مورد نظر خود کافیه که قسمتی از نام رمان ، نام نویسنده و یا کلمه ای که در خلاصه رمان به خاطر دارید را وارد کنید و روی دکمه جستجو ضربه بزنید.

کپی شد!